عباس اقبال آشتيانى

394

تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )

در نتيجهء انواع سخت‌گيرىها مالى فراوان گرد آوردند و چون خبر مرگ اباقا و جلوس سلطان احمد رسيد طغاجار و سيد عماد الدّين وجوه حاصله را برداشته به اردو شتافتند . سلطان احمد فارس را به چند بلوك تقسيم كرد و سيد عماد الدّين را به وزارت آن مملكت و چهار نفر ديگر از امرا را كه به اردو رفته بودند به ادارهء آنجا فرستاد ولى باسقاق شهر و جمعى ديگر از امرا كه از پيشامد اين ترتيب راضى نبودند از ايلچيان سلطان احمد تا يك سال اطاعت ننمودند و از پرداخت مال خوددارى كردند و علىرغم سلطان احمد با شاهزادهء ارغون حكمران خراسان كه مدّعى سلطان بود ساختند و ارغون نيز از ايشان حمايت مىكرد تا آنكه خواجه شمس الدّين صاحب‌ديوان فرمانى در نصب حاكمى جديد بر شيراز بنام سلطان فرستاد و مخالفين را تهديد نمود . باسقاق سابق بخراسان گريخت و حكمران جديد به كمك اتابك يوسف شاه لر بر شيراز استيلا يافت و فتنه خوابيد . بعد از گذشتن يك سال سلطان احمد فرمان حكومت شيراز را بنام اتابك ابش - خاتون صادر كرد و ابش خاتون با جلال تمام بشيراز وارد شد و اهالى به سابقهء نيكونامى اتابكان سلغورى از او استقبالى شايان نمودند و تا يك ماه در جشن و شادى بودند و نيابت او در اتابكى بفرمان سلطان نصيب يكى از نبيرگان اتابك زنگى و وزارت او بعهدهء خواجه نظام الدّين ابو بكر مفوض شد . ابش خاتون بيشتر املاك ديوانى را بعنوان املاك خاص اتابكى در ضبط خود آورد و حاصل آن را صرف كرد ، به همين جهت عوايد ديوانى فارس رو بنقصان گذاشت و سيد عماد الدّين كه مدّعى مقام خواجه نظام الدّين بود به اردو شتافت و چون در اين تاريخ ارغون بر تخت ايلخانى استيلا يافته بود سيد عماد الدّين با امير بوقا ساخت و پيش ارغون اوضاع فارس را تشريح نمود و ارغون حكومت برّ و بحر فارس را در عهدهء سيد عماد الدّين گذاشت و فرمان داد كه ابش خاتون پس از ديدن فرمان ايلخان عازم اردو شود . سيّد عماد الدّين در رمضان سال 683 بشيراز آمد و به سركوبى و سياست مخالفين خود پرداخت و جهت خويش دستگاه ملوكانه ترتيب داد و به ابش خاتون كه پيش مردم شيراز سخت محترم بود اعتنائى نكرد . ابش خاتون از بلندپروازيهاى سيد عماد الدّين كه از بنده‌زادگان اتابكان محسوب مىشد سخت رنجيد و از بزرگان شهر محضرى